سال جدید را در حالی آغاز می کنیم که کشور ما در تحولات دیپلماتیک   با  دشمن قرار گرفته است  وقرار است حریف به زمین بخورد، تا دشمن در اوج توانایی به زیر کشیده شود و در استراتژی برد برد  ، امتیازات ما را بدهد و کشور ما ، در تمام ابعاد  با موانع کمتر بین المللی با اتکا به خود باوری و تلاش فرزندان ملت راه بی پایان توسعه را پیش ببرد.این پیشبرد یعنی رشد همه جانبه  برای اعتلای ایران و اسلام عزیز .

 برخی نگرانند  که آمریکا همه چیز ما را درکم کردن امتیازات هسته ایی گرفته است " اسب زین شده را دادیم و افسارپاره گرفتیم "و برخی شادند که بلاخره آمریکا با ما بر سر یک میز مذاکره کرد و معلوم شد استقامت ملت آنها را به زیر کشیده است . شاید موضوعات پنهانی باشد که در هر دو حالت نگرانی و شادی به همراه داشته باشد ولی باید یادمان باشد ، دشمن همیشه  دشمن است و هیچوقت همه ی مشتش را برای ما باز نمی کند و یا برای محض رضای خدا گربه نمی گیرد . این  معانی پیچیده درنزد سیاستمداران زیرک کشور ما ، قابل فهم است و تدابیر آنها فراتر از آن چیزی است که به زیان دهی ملت در حال و آینده رضایت دهند .

به هر صورت تلاشهای مردان دیپلماتیک کشور مان را ارج می نهیم و خدا و حمایتهای او را برایشان آرزو داریم .

 بانی اصلی این مسابقات آقای بهرا م عبدی و سایر دوستان بودند که ژیگیری اصلی کارهارا انجام دادند.

به همه دوستان خدا قوت می گوییم .

 

****

شادابی و نشاط جامعه یک امر انسانی است ورزش هم به این امر کمک می کند .در روستای حسنعلی ده  جوانان با ورزش به سلامتی اهمیت می دهند و در مسابقاتی که به همین منظور برگزار می شود ٰ شرکت می کنند .

مسابقات مختلف ورزشی هر ساله در روستای حسنعلی ده بر گزار می شود .  این مسابقات با حضور گسترده  مردم و حسنعلی ده ایهای مقیم شهر های مختلف  با همکاری نیروی انتظامی و مسئولین محترم محلی  وشورای اسلامی روستای حسنعلی ده بر گزار شد .

 مسابقات دو همگانی ٰ شطرنج ٰ فوتبال ٰ والیبال در گروههای سنی مختلف شرکت کردند .

در پایان به نفرات بر تر گروههای شرکت کننده جوایزی اهدا شد

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 10:36 |

 

 

پیشنهاداتی برای سال جدید۱۳۹۴

 ۱  - سلامتی مان را چک کنیمو نسبت به کم و زیاد بودن قند و اوره ، و سایر و چاقی ولاغری دقت های لازم را بنماییم.

 ۲- قرآن را بیاموزیم و با معانی آن آشنا شوییم. در انجام واجبات دینی و موضوعات عملکردی دینی بهترین شیوه ها را بکار ببریم و الگوی فرزندان خود باشیم .

۳-"هر جا هستیم و همیشه به فکر یادگیری باشیم "و آنچه که یاد گرفتیم و مفید است برای فرد و جامعه ، منتشر سازیم .

۴- هر چیزی که در دین ما سبب شکوفایی و رونق حیات طیبه ماست را شناسایی و آنرا برجسته سازیم و به آن عمل کنیم.  

۵- باخودمان رو راست باشیم وخود را به بهانه رسیدگی به جامعه و فرزندان خود را از امتیازات زندگی حذف نکنیم .

۶-ورزش و تفریح را از زندگی خود حذف نکنیم .

۷- از" جدلهای بیهوده با اطرافیان و خادمان جامعه" در هر جا و هر وقت پر هیز کنیم و نسبت به گفتمان منطقی و نقادانه اقبال نشان دهیم .

۸-در" قضاوت و داوری شتاب نکنیم" و در کاری که تخصص نداریم وارد نشوییم و فرصت های دیگران را که آگاهترند را از بین نبریم .

۹-در موضوعات زندگی ،  برای حل مسائل آن حتما با تحقیق و پژوهش و مشورت با اهل فن عمل کنیم و در حل موضوعات اقدام به موقع داشته باشیم.

۱۰-  بین “اسراف و مصرف” ارتباط برقرار کنیم ومصرف درست را شناسایی و اسراف را ازصحنه زندگی حذف کنیم.

۱۱ – “اعتماد به نفس” را برای خودمان و دیگران تقویت کنیم ، در نشر مهربانی و تایید خوبیهای دیگران کوشا باشیم ودر هنگام خستگی و ضعف از نقد و قضاوت دیگران خود داری کنیم .

۱۲-"عملگرا باشیم "و در انجام کارهای خوب منتظر یک رهبر و پیشگام نباشیم.

۱۳-" شرایط دیگران را در لحظات درک کنیم" ، و افراد را به صرف یک نظر در زمان خاص طرد نکنیم.

۱۴- “با سعه صدر و شکیبایی خردمندانه” با اهل خانه گفتگو کنیم و  کار ها را طوری انجام دهیم که  نشان دهد عاشقانه انجام داده ایم

۱۵- خانواده و فرزندان خود را در اولویت توجه و مراقبت قرار دهیم “و به موقع به موضوعاتشان” رسیدگی کنیم

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 12:43 |

آخرین های سال اسفند۱۳۹۴


مردی نبود فتاده را پای زدن ..... گر دست فتاده‌ای بگیری مردی 

...اینروز ها که به آغاز سال ۱۳۹۴نزدیک می شویم ، لحظه ها بی تکرار می شوند . فردا آخرین پنجشنبه سال ۱۳۹۳ است . ما معتقدیم مردگان و رفتگان ما که بخشی از زندگی ما هستند در پنجشنبه ها منتظر خیرات و مهمان شدن به فاتحه و صلواتی از طرف ما هستند . هر جا باشیم خودمان را به مزار رفتگان می رسانیم ،با آنها نجوا می کنیم ، برایشان فاتجه می خوانیم ، و دسته گلی که سر خاکشان می گذاریم و آبی روی قبرشان می پاشیم. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 22:50 |

... صدای پای بهار ، عید و عیدی

کم کم صدای پای   بهار می آید ، صدای آواز پرندگان ، و سبزی و طراوات آن. صدای قورباغه هایی که با آواز های خود در دل روستا "آمدن بهار  "راخوش آمد می گویند.و تصویر" تیم بیجار ها"که زیبایی روستا را دو چندان می کند، در ذهن ما نقش می بند،و دستهای پینه بسته زنان و مردان روستایی که چشم امید شان در رشد لحظه لحظه  آنها ست . بهار که می آید ، "روسیایی زمستان" می رود وطبقات پایین در فصول گرم تر سال نفس راحتری می کشند .چرا که با کمترین امکانات روز گارشان  راحت تر می گذرد.ما هر کجا که باشیم دلهایمان بی تعصب به آنجا  ، به زادگاه مان گره می خورد . چون هویت و هستی ما از همان جا شکل گرفته است . با همه محرومیت هایی که آنجا دارد ،هر اتفاق خوب در زندگیمان  ما را به نوعی به آنجا وصل می کند . هویت ما ، درون ما را آرام می کند و ما به همه چیزها ی خوبی که امروز از محل شکل گیری شخصیت مان در آن روستا ی محروم  بدست آورده ایم ، اگر به خود نبالیم ، لا اقل سرمان بلند است که در بخشی از جامعه خدمات هر چند اندک مان را ارائه می دهیم . وکم نیستند حسنعلی ده ایهایی که "هدایت و رهبری "بخش های تولیدی ، صنعتی ، فرهنگی ، حقوقی و حتی امور بانکی و تجاری این جامعه را در دست دارند . و اینها فرزندان این روستای محروم و دور افتاده هستند. باید به این همه افتخارات بالید چرا که بسیارند کسانی از محل محرومیت ها ، افتادند و دیگر بلند نشدند و نه تنها برای جامعه مفید نیستند ، بلکه به نوعی بار جامعه هستند . اینها را ملامت نمی کنیم ، چون یا بد شانسی آوردند و یا تدبیر خوبی برای زندگیشان پیش نگرفتند . شاید مجالی باشد ، آنها را هم با خود همراه کنیم ، که البته وظیفه هر خانواده ایی است که جدا شده از خود را به خود برگرداند.

بهار دلهایمان را گرم می کند ، رخوت و سردی روابط احتمالی را آب می کند . به قول دکتر شریعتی : "تکرار در همه چیز ملا آور است ، الا بهار" . چون با تحول و دگرگونی احوال همراه است .شاید بگویید زود به استقبال بهار رفته ایم !با این سرعتی که زمانه دارد ، خیلی هم زود نیست .قرار است به دهک های پایین در آمدی کشور عیدانه شب عید بدهند . این روز ها که قیمت های روند صعودی به خود گرفته ، زندگی بر همه سخت شده و البته بر روستائیان کم در آمد و سالمند سخت تر . خوب است هر کس هر جایی که هست ، اگر ظرفیتی از محل کارش هست ، برای افتادگان روستا هم فکری بکند ." نیت خیر از عملش بالاتر است". خدا کند دلهایمان چنان به هم گره بخورد که هیچ افتاده ای در شب عید نماند . و انشا الله عیدانه دولت گره ایی از کارشان بگشاید .

دلتان شاد 

عید تان مبارک

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 18:10 |
 

دوران انقلاب

 

اولین بار لفظ انقلاب را از آفا معلم مون شنیدم .شلوار های گشاد مد روز می پوشید با کت آن . یک موتور داشت که الان هرچی فکر می کنم یادم نمی آید چی بوده .ولی هر بار  که می رسید مدرسه همه شلوارش و موتورش گلی گلی بود . آخه اون موقع راه حسنعلی ده به ناصر کیاده آسفالت نشده بود . من هم مبصر کلاس بودم و مجبور بودم کلاس را نگهدارم . کلاس ما گلی بود و زمستان هم اون سال زیاد سرد نبود سال ۱۳۵۷

یه روز با مادرم رفتم سر زمین .یک آقایی بود که پول می گرفت  و باغ شخم می زد . او یک رادیو داشت .تمام سخنرانیهای بهشت زهرا امام خمینی را از آنجا شنیدم که پخش می شد . در مورد نفت و تقسیم پول بین مردم هم از اون آقا شنیدم . برایم جالب بود که آدم غیر از باباش از کس دیگه ای  پول بگیرد .این تصور کودکانه من بود . خیال می کردم منظورشان  پول توجیبی است . برای همین از انقلاب خیلی خوشم آمده بود .

بعد ها یک روز برادرم آمد منزل و یک پنکه دستش بود . خیلی تعجب کردم .

برادرم کفت من خوش شانس بودم و در مسجد برنده شدم . گفتم خوب چه جوری این پنکه روشن می شود .

برادرم با خونسردی گفت: الان روشن نمی شه . قراره به روستای ما برق بدهند ، ما تلویزیون بخریم و

تابستان پنکه روشن کنیم 

یک روز شنیدم ایران و عراق جنک شده . خیلی ترسیدم . اما باز برادرم گفت : زیاد طول نمی کشد جنگ زود تمام می شود .جنگ هشت سال طول کشید . کم کم شهدای حسنعلی ده هم مهمان خاک شدند 

شهیدان علیپور و اون حسنعلی ده پایین هم شهدایی داشت .

برادرم که اکنون در دل خاک آرمیده است ، در جزیره مجنون  از ناحیه چشم و کمر مجروح شد ودیگر روزخوشی ندید از زندگی تا این که از دنیا رفت 

یک آموزگار هم توی ده بود که اسمش باقر ملایی بود . خدایش بیامرزد همیشه با پسر های ده توی حیاط مدرسه والیبال بازی می کرد 

اون هم رفت به جنگ دشمن و شهید شد .

حالا این انقلاب دستاورد خون شهداست . خون کسانی که به ساده ترین موضوع یعنی مقاومت در برابر تجاوز دشمن فکر می کردند و به احیای ارزشها و شکوفایی کشور و رفع محرومیتها و فقر و اعتلای علمی .انقلاب درختی بود که نهالش بر زمینی کاشته شد که تهدیدات زیادی را تحمل کرد .

حالا از آن  زمان سالها می گذرد ما هم کم کم به میان سالی قدم گذاشته ایم. جاده حسنعلیده به همت برادرم حسین و آقای مصطفی یعقوبی  ابتدا شن ریزی شد انها خیلی زحمت کشیدند و بعد هم دیگر یادم نیست چطور شدکه آسفالت هم به ده آمد ، برق آمد و دیگر بقیه خدمات متوقف شد .

انقلاب در مسیر خود دردهای بسیاری را تحمل کرد . بعضی ها آمدند برا ی خدمت خالصانه و برخی هم دنبال سود جویی بودند .

اکنون هم هر آن آفاتی مانند  دستبرد به بیت المال ، حق کشی ، سوء استفاده و.. آنرا تهدید می کند و کسانی که تحمل این مسیر بی بازگشت را ندارند دست از توطئه و خیانت بر نمی دارند. کشور در حال توسعه دشواریهای زیادی را تحمل خواهد کرد والبته طبقات ضعیف بیشتر آسیب می بینند.

اما این راه ادامه دارد .مهمترین اصل استقامت بر داشته های فرهنگی و یکدلی است .وحدت رویه ما رابه سمت جلو می برد .

حالا شاید روزی برسد که ده ما آب آشامیدنی سالم داشته باشد .یک پزشک خانواده که خودش به خانه ها سر 

بزند و مریضان را درمان کند . یک مجتمع آموزشی که بچه ها آنجا درس بخوانند یک ورزشگاه وگرانیها هم برود ...

یاد همه  شهدا گرامی باد. 

دهه فجر مبارک

 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 1:6 |
امروز   حاجيه خانم محترم  يوسفي مادر آقايان منوچهر يوسفي ،حبيب الله يوسفي ، يحيي يوسفي  چهره در نقاب خاك كشيد و به ابديت پيوست .

خانم يوسفي از جمله بهترين مادران زحمتكش و مومنه حسنعلي ده بود كه با خدمت به خانواده فرزندان شايسته ايي را تقديم جامعه كرد .ايشان از زنان برجسته كشاورز بود و در توليد محصولات باغي و برنج سهم خوبي داشت .

روحشان شاد و قرن رحمت الهي  

 

 

مادر بهترين دلگرمي زندگي  رفت .

 

روحش شاد 

 

 

تسليت به خانواده گرامي و فرزندانش و

 

 

اهالي حسنعلي ده و اقوام دور و

 

 

 

 

نزديكشان 

 

 

مادر 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 21:9 |
 دوستان ۵ میلیون از کجا آمد ؟ 

۱۰ شب ۵ میلیون خیلی زیاداست ؟ قیمت غذا  بیرون  چند است ؟

کار جوانان عزیز فقط با ۵ میلیون احتمالی شبهای محرم حل می شود ؟

 

 دوستان  نقد و نظر شما ارزشمند است .دلیل  بیاوردید

   

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 20:38 |
 ... یه وقتهایی سئوالهایی مطرح می کنیم که خودمان هم قبولش نداریم . بعضی وقتها فکر می کنیم مرده ها واقعا از ما جدا هستند در حالیکه آنها بخشی از خود ماهستند . وقتی به دیدار اهل قبور می رویم یعنی قبول می کنیم که یک روز ی ما هم مهمان خاک می شوییم . این سئوالات خیلی بی معنی است که احترام به مردگان مرده پرستی نیست ؟ و به جای آن به زنده ها اهمیت بدهیم بهتر نیست ؟چرا بهتر نیست ؟ اصلا حال هم را پرسیدن ، غصه هم را خوردن ، با هم شادبودن و به یاد هم بودن خیلی  هم خوب است .حال ما خودمان تنبلی می کنیم و زنده ها را جدا می کینم : این خوبه اون بده .اون اینطوری گفت  اون یکی نظر دیگری داشت و بعد یک خط فاصله می کشیم   این ربطی به یاد کردن مرده ها ندارد . ما باید یاد بگیریم که

ارزشهای انسانی را مقابل خود خواهیهای خود قرار دهیم  و روی موضوعات فکری که انسانیت را ولو اندک خدشه دار می کند ، خط بکشیم .

این پاسخی کوتاه به یک نقد و نظر بود .

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 0:15 |
غروب روز عاشورا حسنعلی ده بودم باران شدیدی می بارید با پسرم برای دیدار با مرده ها به قبر ستان حسنعلی ده رفتیم . سر خاک همه ی رفتگانمان در حسنعلی ده .اول دعا اهل قبور خواندم و نا خود آگاه اشکهایم جاری شد برای کسانی که روزی در کنار ما بودند واکنون در دل خاک آرمیده اند .پدرم ، برادرم جواد  عمو یم ، داییها  و فامیل های دور و نزدیک و از همه مهمتر شهدای حسنعلی ده شهیدان محمد علیپور که در عنفوان جوانی شهید شدند .

بعد هم رفتم سر خاک دانشمند ان حسنعلی ده مرحوم علی ناظمی و و همسر گرانقدرش قیصر یوسفی .

قدر ت الله جوادی که حافظ کل قرآن بودکه خدا روحشان را شاد کند 

تقریبا به همه ی مرده ها سر زدم رفتم سر خاک مهدی غلام پور پسر شقی و... 

دلم گرفته بود کمی با آنها حرف زدم وکمی از بدیهای این دنیا گفتم که تا هستیم کمتر به هم توجه می کنیم و بعد یک زمانی می شود که دیگر کار از کار گذشته است .

توی حیاط مسجد هم خانم ها مشغول آشپزی شام محرم بودند . 

ر.باقری  و خواهرش داشتند سبزی خوردن می شستند. من خانم های دیگر هم مشغول تهیه برنج و خورشت بودند نمی دانم غذای نذری چی بود .ولی چقدر فسنجان نذری حسنعلی ده خوشمزه می شود .البته قسمت ما نشد و ما نخوردیم.نوش جان شما 

این طور که من فهمیدم آقای وحید ناظمی و همسرش برنج را در می آوردند (دم می کردند) و بقیه هم خورشت تهیه می کردن که البته با مشارکت و همکاری مالی مردم بود 

سبزی خوردن را هم ازباغ آقای  علی عبدی 

می گرفتند .

آقای یاسین گلپور هم مهمانانی از جای دیگر داشت که آمده بودند حسنعلی ده و بعد از عزا داری نهار میل کردند .

خلاصه امسال محرم هم تمام شد . خدا خیر دهد همه ی کسانی که برای افزایش ادراک و رفتار دینی تلاش کردند و خدا همه رفتگان را بیامرزد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 23:37 |
...غذای نذری

خیلی خوشمزه می شود .

مخصوصا غذای محلی باشد.

من دوسال عاشورا و تاسوعا آقا سید کیا (سید بر)آمدم   .

 

خیلی جالب بود .توی وانت غذا ی نذری گذاشته بودند ،

با قوطی آب و ترب هم بود . فسنجانش خیلی خوشمزه بود . 

فقط مردم حواسشان نیست خیلی از برنج پخته حیف و میل می شود .

مراسم دینی دلهلی مردم را به نزدیک و رئوف می کند . دردینداری

 هم همین  خیلی خوب است که انسان به دیگران و پشت  سرش نگاه

کند ، به حاضرین و رفتگان خود بیندیشد .

آنهایی که نذر غذا دارند برای رفتگانشان و برای

احیای ارزشهای دینی که الگوی زندگی ما هستند اقدام می کنند .

خبر داریم که مسجد حسنعلی ده هم غذای نذری می دهد .

نذر تان قبول 

*****

با خبر شدیم آقای منصور روحی و سید احمد حسینی از دهبنه فوت کردند .

به آقای علی روحی در وبلاگ دهبنه و فامیلین این آقایان در

 

حسنعلی ده تسلیت می گوییم

 

+ نوشته شده توسط بهرام و ز: عبدی حسنعلی ده در شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 16:29 |